لینک های روزانه
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۵۲٫۶۷۹ نفر
    بازدیدکنندگان امروز : ۰ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۱۵
    بازدید از این یادداشت : ۵٫۰۹۷

    پر بازدیدترین یادداشت ها :

    شوخى با عنوان كتاب !

    مرسوم بود - و هنوز هم در نشستهاى خودمانى و دوستانه اهل قلم روایى دارد - اگر خداى ناكرده كتاب فرو مایه یا اثر سفله‏اى كه عنوانى كژ تابانه داشت یا از انحراف محتوایى برخوردار بود ، گذرش به بساتین علما مى‏افتاد یادِ نام آن نُقل محفل فرهیختگان و دستمایه سُخریه صاحب نظران مى‏گشت ، آن گونه تمسخر و دست انداختنى كه در ساختار طنزگونه آن نوعى تنبّه نامحسوس و زنگ بیدار باشِ خفیفى نهفته بود . و این خود تأثیر ناخودآگاهى در ضمیر خفته شنونده داشت .
    گاهى هم زبانگردىِ برخى اسامىِ كتب و طنزبازى با آنها از دریچه دیگرى بود و رنگ و بوى متفاوتى داشت ، چرا كه شمارى از عناوین كتابها از روى نوعى ویژگىِ نامگذارى و یا از زاویه اشتهار موضوعى در میان همگنان از ناماوَرى و خَنیدنِ خاصى برخوردار مى‏گردید و آمیزه مزاح و شوخى بزرگان مى‏شد .
    اینك دو مورد از این دست مزاح را در اینجا به بهانه دو فرهیخته متن پِژوه درج مى‏كنم :
    یكى از براى دوست عزیزم جناب سید محمّد طباطبایى فرزند برومند علّامه زِدَست رفته سید عبدالعزیز طباطبایى - پیوسته راهَش پُر رَهرو باد - كه كنون بر پور شهر آشوب و نگاشته هایش اندیشه و تأمّل دارد .
    و دیگرى تا كه خانم زابینه اشمیتكه دانسته باشد ، چرا كه مقالى در شناخت دستنوشتى شگفت از «الذخیرةِ» سید مرتضى دارد و من برگردانَش را به پارسى كه دوست خوبِ دانایم محمّد كاظم رحمتى ساخته ، پیشتر در مجلّه «آیینه پژوهش» دیده‏ام .
    ۱ . كتاب مناقب آل أبی طالب ، تصنیف ابن شهر آشوب سارَوى مازندرانى :
    «محمّد جواد مناقبى كه نسبتاً از سایر طلّاب جوانتر و از جمال صورت و كمال معنى هر دو برخوردار بود ، دیر وارد مجلس درس شد . استاد خطاب به او فرمود : مناقب شهر آشوب كجا مى‏گردى ؟ !»
    به نقل از : زندگى نامه و خدمات علمى و فرهنگى مرحوم سید محمّد كاظم عصّار تهرانى ، فیلسوف فقیهان و فقیه فیلسوفان ، مقاله استاد دكتر مهدى محقّق ، ص ۲۲ .

    ۲ . كتاب الذخیرة ، تصنیفِ سید مرتضى علم الهدى :
    «صنّف المرتضى كتاباً وسمّاه الذخیرة ، فاستعاره البصروی ینسخه ، فلمّا أراد الخروج قال له المرتضى : یا أبا الحسن ، الذخیرة عندك ؟
    فعاد وقال : یا سیدنا ، هذا الكتاب !
    فقال له : لم عدتَ وأخرجت الكتاب ؟
    فقال له : یا سیدنا ، تقول لی بمحضر من السادة الأولاد : الذخیرة عندك ! ما الذی یؤمننی مِن مطالبتهم بعد أیام ؟ ! فتبسّم المرتضى» .
    به نقل از : التذكرة الحمدونیة ، ابن حمدون ، باب المُلَح والنوادر

    سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۱۵
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت